چيستي علوم انساني و چرايي بازنگري در آن
نويسنده:
علي سعادت پناه
چندي پيش مقام معظم
رهبري در ديدار با برخي از اساتيد و نخبگان دانشگاهي، لزوم بازنگري بر مباني علوم
انساني و برنامههاي درسي دانشگاهي در زمينه اين علوم را مطرح كردند. پس از آن صحبتهاي
مختلفي در زمينه چگونگي عملي شدن اين هدف در ميان نخبگان و برخي از مسوولان صورت
گرفته است. در اين مجال برآنيم كه ضمن واكاوي علوم انساني، جايگاه آن در مغرب زمين
و فرهنگ اسلامي به ضعف و آسيب شناسي اين علوم پس از انقلاب اسلامي بپردازيم.
از منظرهاي مختلف،
از علوم انساني تعاريف متعددي عرضه شده است. به اجمال ميتوان گفت علوم انساني
دانشهايي هستند كه انسان در آنها از لحاظ حيات دروني و روابط با ديگران، بررسي ميشود.
به عبارت دقيق تر علوم انساني شاخهاي از علومي است كه مطالعات و تاملات انسان را
درباره خودش از زواياي گوناگون در بر ميگيرد و در زمينههاي متنوعي نيز رشد يافته
است. با نگاهي تاريخي ميتوان دريافت كه آغاز پيدايش علوم انساني به صورت يك حوزه
مستقل، در دهههاي پاياني سده هفدهم بود. اما جدايي اين علوم از علوم طبيعي در
اوايل سده نوزدهم به وقوع پيوست. در واقع در اين قرن مسئله علوم انساني با تعابير
تازهاي مطرح شد.
نويسنده:
علي سعادت پناه
رشد و تعالي فرهنگ
و ارزش ها تكريم كرامت انساني، تحكيم روابط خانوادگي، تقويت عزت فردي و هويت ملي
در گرو پرداختن به انسان و علوم انساني، انديشيدن به منش، شخصيت، كرامت، عزت،
ارزشمندي، سعادتمندي و منزلت رفيع انسان و توليد انديشه و تفكر در قلمرو علوم
انساني است.
بدون ترديد چگونگي
نگرش هاي فرهنگي نسبت به علوم انساني نقش به سزايي در منزلت وجايگاه آن در جامعه ي
ايران اسلامي داشته است.نگاه تحليلي به تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامي بيانگر اين حقيقت
است كه همواره توليد انديشه هاي پويا و پردازش نظريه هاي نوين و پر چالش توسط انديشمندان
هوشمند وصاحبان تفكر واگرا در حوزه ي علوم انساني بوده است.
نويسنده:
علي سعادت پناه
انقلاب اسلامی ایران
با وجود مدل های علمی جهان غرب که وقوع آن را ناممکن می دانست متولد شد. اگر چه
پيشرفتهاي مهمي در 30 سال گذشته، حادث شده و حوزه و دانشگاه، رشد غير قابل انكاري
داشته اند؛ اما نظامی که اندیشه های متعالی دینی، زمینه ساز ایجاد آن بوده است باید
برای خود مدل هایی برای مطالعات علوم انسانی و ارائه نظریه جامع داشته باشد. هم
اکنون دانشگاه های ما مکانی برای نشخوار مطالعات غربی بوده و سيل ترجمه و هجوم
رسانه اي غرب و كميت بالاي توليد و تبليغ آن در حوزه فكر، اخلاق، حقوق، حكومت،
فرهنگ زندگي، خانواده، اقتصاد و حتي روش تغذيه و لباس، بقدر كافي، تلاش های انجام
شده توسط بخش متعهد آموزش عالی را بی اثر کرده است. گروه های دانشجویی نیز که باید
مروج آزاد اندیشی و جستجوی حقیقت ناب باشند در هر سطح، دچار مجادلات روزمره سیاسی
گشته و از وظیفه ذاتی خود غافل شده اند. از این رو دستاوردهاي انقلاب از یک سو با
خطر ارتجاع دینی و از دیگر سو با فساد فرهنگ وابستگي پيش از انقلاب، مواجه است.
نويسنده:
علي سعادت پناه
نقد و بررسی دیدگاهها
الف: کمبودهای
کلام و فقه موجود
به نظر میآید که غیر
از نظریه ششم، برای سایر نظریهها، به شرحی که در زیر خواهد آمد، دلیل محکمی وجود
ندارد:
در مورد دیدگاه اول
که معتقدند باید از نظر دانشمندان اسلامی استفاده کرد باید پرسید مگر حضرت امام خمینیقدس
سره دانشمند اسلامی نبودند؟ آیا ایشان مثلاً فلسفه را به خوبی نمیدانست؟ یا فقه
موجود را نمیشناخت؟! قطعاً این چنین نبود و با این حال، خود ایشان در اداره امور
کشور میفرمودند: «باید کار و تلاش کنید تا مطلب جدیدی به دست آورید». فرد معتقد
به نظریه اول به کسی میماند که اصلاً از هیچ چیز خبر ندارد یا این که بخواهد خود
را بازی بدهد!
نويسنده:
علي سعادت پناه
نوآوری در علوم
انسانی یکی از موضوعات جدی در عرصه مباحث فرهنگی، محسوب میشود. نگارنده در این
مقال بر آن است که ضمن تبیین جایگاه علوم انسانی و آسیبشناسی آن، به بررسی دیدگاههای
مطرح در علوم انسانی بپردازد و در خاتمه نظریه مورد نظر را مطرح نماید.
قبل از طرح محورهای
فوقالذّکر بایستی به عنوان مقدمه به ضرورت بررسی علوم انسانی در عرصههای مختلف
در جهان امروز پرداخت.
وضعیت کنونی جهان،
پیدایش تنوع در علم و روشهای تحقیق و بعضاً عدم توانایی در پیشگویی حوادث جهانی،
بازنگری در علوم انسانی و جایگاه آن را در تعیین جهت علوم و تحقیقات ضروری میسازد.
در این مقاله ضرورت بررسی مجدد نسبت به علوم انسانی و تأثیر آن در اداره نیازهای جامعه
در چهار سرفصل ارائه میگردد.
علوم انساني در بستر نگرش هاي فرهنگي
تعالی علوم انسانی در سایه حکومت اسلامی
همت مضاعف در نوآوری در علوم انسانی (2)
همت مضاعف در نوآوری در علوم انسانی (1)

